اختلالات شخصیتی

خودشیفتگی یا اعتماد به نفس؟!

خودشیفتگی یا اعتماد به نفس؟!

من خودشیفته هستم یا اعتماد به نفس بالایی دارم؟! احتمالا برای بیشتر ما پیش آمده است که در برخوردهای اجتماعی خود با انسان هایی روبرو شویم و با رفتارهای عجیب و غریبشان، یک علامت سوال بزرگ در ذهنمان شکل بگیرد. اخیرا با گسترش رسانه های اجتماعی بحث بروز اختلالات شخصیتی داغ تر شده است؛ از همین رو مقاله پیش رو به بررسی ماندگارترین و پیچیده ترین اختلال شخصیت حال حاضر یعنی خودشیفتگی پرداخته است.
خودشیفتگی یا اعتماد به نفس؟!
متن کامل :

آمارها نشان می دهد که حدود یک درصد از جمعیت جهان دچار این اختلال هستند و جالب تر آنکه این مسئله در بین مردان شیوع بیشتری دارد!

مادرانی که دخترانشان را قربانی رابطه اشتباه و غیرمنطقی خود می کنند و انتظار دارند که فرزندشان هم زندگی مشابه خودشان را ادامه دهند، پدرانی که از استقلال بچه هایشان می هراسند تا مبادا مسیری غیر از راه خودشان را ادامه دهند از نمونه های بارز این اختلال هستند. متاسفانه این مبحث نسل به نسل ادامه دارد و نمونه های آن به وضوح در جامعه دیده می شود.

فرد خودشیفته خودش را مهم تر و بزرگ تر از دیگران می داند و این طرزفکر را در تمامی تصمیمات و تکنیک های خود به نمایش می گذارد تا بتواند باور ذهنی خود را تقویت نماید!

"خودشیفتگی" در کلامی ساده یعنی تو به من نیاز داری و نیازمند خواهی ماند! ندای درون فرد خود شیفته همواره می گوید: دیگران به من احتیاج دارند؛ چون من از آنها برتر و قوی تر هستم!

نکته جالب توجه اینکه خودشیفتگی با ارتباطات متعدد همراه است، تا حدی که گاهی با اختلال شخصیت وابسته اشتباه گرفته می شود. البته خودشیفته‌ها رگه هایی از وابستگی ناهشیار را دارند اما تفاوت اینجاست که این افراد پس از پس خوردگی در رابطه و آسیب پذیری از نزدیکان خود، بلافاصله رابطه را ترک می کنند و به دنبال انتقام تصمیم به تغییر شرایط می گیرند. جمله ای که در این مواقع در ذهنشان نقش می بندد این است:"تو به من نیاز داری و اگر نداری کاری می کنم تا داشته باشی!"

شاید فکر کنید که خودشیفته ها اعتماد به نفس بالایی دارند ولی فروید نظر کاملا متفاوت و جالبی در این مورد دارد. فروید اعتقاد داشت که افراد خودشیفته مدام در تلاش هستند تا احساسات و افکار منفی درونی خود مثل ترس، شرم، گناهکاری و خودکم بینی را به شکلی انکار کنند و به دیگران نشان دهند عاشق خود هستند!

حالا سوال اینجاست که چگونه مرز واقعی بین خودشیفتگی و دوست داشتن خود را تشخیص دهیم؟!

تمامی متون روانشناسی و به توصیه روانکاوان بزرگ همواره تاکید دارند که خودت را دوست بدار. در تعریف عزت نفس هم آمده است: ویژگی های مثبت خودت را ببین و باور داشته باش!

خودشیفتگی نه نشانه بارز دارد که وجود حداقل پنج مورد از آنها در یک فرد برای اینکه بتوان گفت وی اختلال نارسیسم دارد، ضروری است. پس لازم است بدانید که با هر رفتار ساده ای مثل انتشار مکرر عکس های سلفی در شبکه های اجتماعی نمی توانیم برچسب خودشیفتگی بر افراد بزنیم.

خودشیفتگی یعنی خودبزرگ بینی غیرواقعی! اما در مباحث اعتماد به نفس و عزت نفس هرگز به شما توصیه نمی شود خود را بالاتر از دیگران و بالاتر از آنچه واقعا هستید در نظر بگیرید.

برعکس؛ داشتن عزت نفس یعنی شما واقعیت وجود خود را بپذیرید و به درک واقعی توانمندی هایتان برسید!

فردی که خودش را دوست دارد، دیگران را نیز دوست دارد و حس همدلی بالایی در ارتباطاتش دارد، اما یک انسان خودشیفته با مفهوم "همدلی" هیچ میانه ای ندارد!

با این وجود، خودشیفته ها به علت توانایی بالایشان در سرکوب احساسات، معمولا انسانهایی موفق در مسائل شغلی و مالی هستند و شما این افراد را در سکوهای موفقیت و سمت های بالای سازمانی می بینید!

روان درمانی و مراجعه به یک روانشناس خبره تنها راه هایی هستند که به درمان این اختلال کمک می کنند، اما اغلب این افراد مراجعه به روانشناس و طی کردن روند درمان را نوعی تحقیر تلقی می کنند!

در صورتی که احساس می کنید در مسیر خودشیفتگی قرار دارید اما هنوز به طور جدی درگیرش نشده اید بهتر است پیش از آنکه راهی جز مداخلات درمانی باقی نماند، با اقدامات پیشگیرانه سعی در تعدیل رفتار، گفتار و نگرش خود کنید. 

افزایش اعتبار کیف پول بستن
لطفا مبلغ مورد نظر را وارد نمایید
تومان